درباره نوشتن

درباره نوشتن

درباره نوشتن

نوشتن نوعی تعامل اجتماعی بین فرد و دیگری است که در درون یک نظام اجتماعی معین انجام می شود. از اینرو نوشتن به مجموعه نظام اجتماعی که نویسنده در آن قرار دارد و متن در آن تولید و مصرف می شود بستگی دارد. برخی جوامع و نظام های اجتماعی زمینه “تولید فرهنگی” را بیشتر و بهتر مهیا می کنند و برخی دیگر تنها در محدوده معینی امکان خلق و آفرینش های فرهنگی و از جمله “آفرینش قلمی” را می دهند. هر چه جامعه بیشتر به سوی “ارتباطات مکتوب” تحول پیدا کند و “ارتباطات شفاهی” جایگاه و نقش کم رنگ تری در مجموعه ارتباطات اجتماعی داشته باشد، نوشتن هم رشد بیشتری می یابد. از این منظر جوامع مدرن نسبت به جوامع سنتی گرایش و زمینه مساعدتری برای نوشتن فراهم می سازند زیرا در جوامع سنتی ارتباط شفاهی الگوی غالب ارتباطی است
 
 نوشتن اگرچه به کمک انگشتان دست انجام می شود اما در هر حال فعالیت فکری است که بر اساس فرمان های مغز صورت می گیرد و ریشه در عمیق ترین لایه های باور و احساس ما دارد. ما می نویسیم تا چیزی را از درون مان به بیرون منعکس کنیم. می نویسیم تا نشان دهیم که چه چیز هستیم. از اینرو نوشتن نشان بودن نویسنده است یعنی نویسنده بودن. با توجه به این خصیصه است که به میزان رشد «فردیت» در جامعه ای، نوشتن نیز در آن جامعه رشد می کند. در جوامعی که در آنها فردگرایی بیشتر رشد کرده است، در مقایسه با کشورهایی که “جمع گرا” هستند، میزان چاپ و نشر کتاب و مطبوعات نیز بیشتر است. همچنین با مقایسه تاریخی کشورها از نظر رشد فردگرایی، می توان این واقعیت را دید. هر چه به گذشته، گذشته ای که فرد و فردیت جایگاه کمتری در مقابله با ساختارها و جمع داشت، باز می گردیم، میزان تولیدات فکری نیز کمتر می شود

اگر نوشتن اندیشیدن است، که هست، اندیشیدن هم به تعبیر زیبا و بلند مارتین هایدگر «با پرسش آغاز می شود.» از اینرو کسانی به نوشتن قادرند که توانایی اندیشیدن دارند، و کسانی قادر به اندیشیدن اند که “پرسیدن” را آموخته اند

نوشتن شرح تجربه هاست

نوشتن یا حاصل تجربه هایی است که محققان در آزمایشگاه به دست می آورند، یا حاصل تجربه های زیسته ماست، یعنی تچربه شخصی زندگی. نه تنها محتوای نوشته ها از تجربه اخذ شده اند، بلکه سبک و زیبایی نوشته نیز تا حدودی به میزان استفاده ما از تجربه های ما دارد. تجربه می گوید هر وقت تجربه های خصوصی و شخصی را وارد متن کنیم، نوشته های ما ساده تر، قابل فهم تر و جذاب تر می شود. ذکر تجربه های خصوصی به متن شادابی و صمیمیت می بخشد. هر گاه تجربه هایمان را به متن و نوشته می افزاییم، نوشته ما رود روانی می ماند که نسیم خنکی از آن می وزد. حتی در نوشته های دانشگاهی و حرفه ای که ظاهراً کمتر تجربه های خصوصی در آن راه دارد، یعنی کمتر زبان شخصی و ضمیر اول فرد مفرد در آن کمتر به کار می رود نیز ذکر تجربه های شخصی رویکردی تازه به خوانندگان، موضوع مورد مطالعه و حتی روش تحقیق و دستاوردهای آن می دهد

در انسان شناسی مکاشفه های شخصی را با تخصص های پژوهشی در آمیختن، سابقه ای طولانی دارد. اما در اینجا فقط در باره انسان شناسی صحبت نمی کنیم. هر نوشته دانشگاهی هر قدر هم نظری باشد به کمک تجربه های خصوصی قابل فهم تر و جذاب تر می شود. آزمون این واقعیت دشوار نیست. اگر به حافظه مان رجوع کنیم می بینیم از میان انبوه نوشته هایی که خوانده ایم آن دسته بیشتر در خاطر ما زنده مانده اند که نویسنده در جایی از آن چیزی از تجارب خصوصی اش را صمیمانه به ما گفته است

نوشتن لازمه رشد فردی و توسعه اجتماعی است

نگارش از جمله مهارت های پایه در دنیای امروز است. درست است که در دنیای مدرن امروزی ده ها گونه “سوادآموزی عمومی” مانند سواد رایانه ای، سواد آماری، سواد سیاسی، سواد سینمایی، و سواد هنری و غیره وجود دارد که نوشتن یکی از آنها است، اما خواندن و نوشتن مادر تمام سوادآموزی های دیگر است. کسی که نمی تواند بنویسد یا عادت به نوشتن در وجودش درونی نشده است، لاجرم نمی تواند از امکانات و خدمات اینترنت نیز “استفاده مطلوب” را ببرد زیرا استفاده مطلوب از رایانه تا حدی به برقراری ارتباط متعامل و متقابل بستگی دارد. برقراری ارتباط دوسویه نیز نیازمند نوشتن و کار با پست الکترونیکی، نگارش وبلاگ، و تولید مطالب قابل ارائه برای دیگران و ارائه آن در شبکه جهانی است. این نکته کم و بیش درباره دیگر سوادآموزی های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز صدق می کند. با توجه به این واقعیت، درک این نکته که سواد خواندن و نوشتن، مادر دیگر سوادهاست، و سوادآوزی زیر بنای توسعه علمی و فرهنگی است دشوار نیست

No Comments on This Post

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *